خرید شرکت آماده یا راه‌اندازی کسب‌وکار از صفر در اروپا؟

زمان مطالعه : 4 دقیقه

برای کسی که می‌خواهد در اروپا وارد فضای کسب‌وکار شود، یک سؤال پایه‌ای وجود دارد: بهتر است یک شرکت یا کسب‌وکار آماده خریداری شود یا همه چیز از صفر ساخته شود؟ پاسخ واحدی برای همه وجود ندارد. انتخاب درست به سرمایه، تجربه، صنعت، زمان، موقعیت اقامتی، توان مدیریت و میزان ریسکی که فرد می‌تواند بپذیرد بستگی دارد.

راه‌اندازی از صفر آزادی بیشتری می‌دهد. شما برند، تیم، محصول، قیمت‌گذاری و فرایندها را خودتان طراحی می‌کنید. در مقابل، خرید یک کسب‌وکار موجود می‌تواند شما را سریع‌تر به مشتری، درآمد، زیرساخت و بازار واقعی برساند. برای بسیاری از مهاجران حرفه‌ای، تفاوت اصلی بین این دو مسیر نه در ثبت شرکت، بلکه در زمان لازم برای رسیدن به یک فعالیت اقتصادی پایدار است.

شروع از صفر چه مزیتی دارد؟

اگر ایده مشخص، بازار شناخته‌شده و توان ساخت محصول یا خدمت جدید دارید، تأسیس کسب‌وکار از صفر می‌تواند منطقی باشد. شما مجبور نیستید با ساختار قدیمی، قراردادهای قبلی، کارکنان نامتناسب یا عادت‌های مدیریتی مالک قبلی کنار بیایید. همچنین می‌توانید مدل شرکت را از ابتدا دیجیتال، کم‌هزینه و متناسب با بازار جدید طراحی کنید.

برای مثال، یک متخصص هوش مصنوعی که می‌خواهد خدمات اتوماسیون برای شرکت‌های کوچک ارائه کند شاید اصلاً نیازی به خرید یک شرکت موجود نداشته باشد. اگر شبکه مشتری و توان فروش داشته باشد، ساخت یک شرکت سبک و تخصصی می‌تواند بهترین انتخاب باشد. همین موضوع برای بعضی خدمات مشاوره، نرم‌افزار، آموزش و کسب‌وکارهای آنلاین صدق می‌کند.

مشکل اصلی شروع از صفر، ساختن بازار است

ثبت شرکت در بسیاری از کشورهای اروپایی بخش دشوار ماجرا نیست. چالش واقعی بعد از ثبت شروع می‌شود: پیدا کردن مشتری، ایجاد اعتماد، گرفتن قرارداد، شناخت قیمت بازار، ساخت شبکه تأمین‌کنندگان، استخدام افراد مناسب و مدیریت جریان نقدی. ممکن است یک شرکت از نظر حقوقی در چند هفته ایجاد شود، اما رسیدن به درآمد پایدار ماه‌ها یا حتی بیشتر طول بکشد.

برای مهاجری که هنوز شبکه محلی قوی ندارد، این فاصله می‌تواند مهم باشد. اگر هزینه زندگی، اجاره، بیمه و سرمایه شرکت هم‌زمان پرداخت شوند، فشار مالی بالا می‌رود. بنابراین باید قبل از انتخاب مسیر «از صفر» مشخص شود چند ماه می‌توان بدون درآمد کافی ادامه داد.

خرید کسب‌وکار موجود چه چیزی را کوتاه می‌کند؟

در یک خرید موفق، شما وارد سیستمی می‌شوید که از قبل بخشی از مسیر را طی کرده است. مشتریان شرکت را می‌شناسند، شماره تماس و برند جا افتاده است، کارکنان فرایندها را می‌دانند و شاید قراردادهای فعال وجود داشته باشد. این موضوع می‌تواند زمان ورود به بازار را کاهش دهد.

مثلاً خرید یک شرکت کوچک تعمیرات صنعتی که سال‌ها با کارخانه‌های منطقه کار کرده، با ثبت یک شرکت تعمیرات جدید تفاوت اساسی دارد. خریدار علاوه بر تجهیزات، سابقه و روابط تجاری را هم به دست می‌آورد. اگر انتقال درست انجام شود، از روز اول فعالیت اقتصادی واقعی وجود دارد.

اما کسب‌وکار آماده الزاماً کسب‌وکار خوب نیست

بعضی شرکت‌ها به این دلیل فروخته می‌شوند که مالک بازنشسته می‌شود یا جانشین ندارد؛ بعضی دیگر به دلیل مشکلات جدی. خریدار باید بتواند این دو حالت را از هم جدا کند. بدهی، کاهش مشتری، قرارداد اجاره نامناسب، تجهیزات فرسوده یا وابستگی کامل به مالک قبلی می‌توانند قیمت ظاهراً مناسب را بی‌معنی کنند.

بنابراین خرید شرکت باید همراه با بررسی مالی، عملیاتی و تجاری باشد. سؤال اصلی این نیست که «آیا شرکت سود دارد؟» بلکه این است که «آیا این سود بعد از انتقال مالکیت هم قابل حفظ است؟»

سرمایه موردنیاز را فقط با قیمت خرید محاسبه نکنید

در هر دو مسیر، سرمایه در گردش اهمیت زیادی دارد. کسی که تمام بودجه خود را برای قیمت خرید شرکت مصرف کند ممکن است بعداً برای حقوق کارکنان، خرید مواد، بازاریابی یا اصلاح تجهیزات پول کافی نداشته باشد. از طرف دیگر، شروع از صفر نیز هزینه‌های پنهان زیادی دارد؛ از بازاریابی و نرم‌افزار گرفته تا زمان بدون درآمد.

فرض کنید فردی ۲۰۰ هزار یورو سرمایه دارد. خرید شرکتی با قیمت ۱۹۰ هزار یورو احتمالاً تصمیم خطرناکی است اگر بعد از معامله فقط ۱۰ هزار یورو نقد باقی بماند. شاید خرید شرکتی کوچک‌تر با ۱۲۰ هزار یورو و نگه‌داشتن بودجه برای شش تا دوازده ماه توسعه، انتخاب حرفه‌ای‌تری باشد.

مهارت و سابقه شما باید روی انتخاب اثر بگذارد

یک سرمایه‌گذار صرفاً نباید به دنبال بیشترین سود تاریخی باشد. کسب‌وکاری که با دانش و تجربه فرد هماهنگ است معمولاً قابلیت توسعه بیشتری دارد. مهندس برق، مدیر پروژه ساختمانی، متخصص IT، اپتومتریست یا مدیر فروش هر کدام می‌توانند از فرصت‌های متفاوتی استفاده کنند.

برای مهاجران این موضوع حتی مهم‌تر است، چون زبان و شبکه محلی هم نقش دارند. اگر کسب‌وکار نیازمند تماس روزانه با مشتریان محلی است و مالک جدید زبان کافی ندارد، باید از ابتدا برای شریک، مدیر یا تیم مناسب برنامه داشته باشد.

سناریوی ترکیبی هم وجود دارد

انتخاب همیشه صفر و یک نیست. بعضی افراد یک کسب‌وکار کوچک موجود را می‌خرند و سپس آن را بازطراحی می‌کنند. این روش می‌تواند مزیت هر دو مدل را ترکیب کند: مشتری و زیرساخت موجود حفظ می‌شود، اما خدمات جدید، برندینگ بهتر، فروش آنلاین، اتوماسیون یا بازارهای جدید اضافه می‌شوند.

برای نمونه، یک شرکت سنتی خدمات فنی ممکن است ده‌ها مشتری فعال داشته باشد اما هیچ سیستم فروش دیجیتال نداشته باشد. خریدار جدید می‌تواند همان پایه را حفظ کند و با توسعه وب، CRM، تبلیغات و خدمات جدید رشد ایجاد کند. ارزش فرصت در اینجا فقط سود گذشته نیست؛ ظرفیت تحول آینده است.

کدام مسیر برای مهاجر حرفه‌ای منطقی‌تر است؟

اگر زمان، شبکه و توان ساخت بازار دارید و می‌خواهید مدل کاملاً جدیدی ایجاد کنید، راه‌اندازی از صفر می‌تواند مناسب باشد. اگر ورود سریع‌تر به بازار، مشتری موجود و ساختار عملیاتی برای شما مهم‌تر است، خرید کسب‌وکار می‌تواند ارزش بررسی داشته باشد. در هر دو حالت باید تصمیم با وضعیت حرفه‌ای، مالی و اقامتی فرد هماهنگ شود.

انستیتو تکنولوژی کدمیکس یکی از معدود مجموعه‌هایی در اروپاست که این تصمیم را به‌صورت جداگانه نگاه نمی‌کند. خدمات ما از کاریابی، توسعه شغلی و آموزش تا تأسیس شرکت، سرمایه‌گذاری، خرید کسب‌وکار و تثبیت حرفه‌ای در اروپا را در یک چارچوب یکپارچه و به سه زبان فارسی، انگلیسی و آلمانی پوشش می‌دهد.

قبل از انتخاب، دو سناریو را کنار هم محاسبه کنید

بهترین روش این است که برای هر دو مسیر مدل واقعی بسازید: سرمایه اولیه، هزینه ماهانه، زمان رسیدن به درآمد، نیاز به نیروی انسانی، ریسک بازار و سرمایه لازم بعد از شروع. وقتی این دو سناریو کنار هم قرار بگیرند، تصمیم بسیار روشن‌تر از مقایسه ساده «ثبت شرکت یا خرید شرکت» خواهد بود.

برای ارزیابی فرصت‌های واقعی و بررسی اینکه کدام مسیر با شرایط شما سازگارتر است، صفحه خدمات سرمایه‌گذاری و خرید کسب‌وکار در اروپا را ببینید.